تبليغاتX
دلمویه

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

دلم ایکاش امشب پر بگیرد

دوباره عاشقی از سر بگیرد

رود در کربلای عشق و آنجا

سراغی از علی اکبر بگیرد

**********************

نمی دانم چه گفت عباس با آب

که لرزید و پریشان گشت و بی تاب

صدایی از عطش لبریز می گفت

عمو جان تشنه ام بشتاب بشتاب

**********************

از صحنه کارزار برمی گشتی

آشفته و بی قرار بر می گشتی

از یال تو شعله شعله غم می بارید

چون یکه وبی سوار بر می گشتی

!! نوشته شده توسط علی مطهری | 23:32 | جمعه بیست و نهم دی 1385 •

هنگا م که خورشید

راهش را کج میکند

  تا

ستاره ها به مهمانی شب بروند

 طلوع مرا  سلام بگو

بگذار

کودکی ها 

تشییع ام کنند

و پنج فصل برایم کف بزنند

می دانم

بی منت باران *

جوانه خواهم زد

هر چند سا یه ها

هر روز

عبورم را دفن کرده باشند

* گل بی منت باران گلی است شبیه زعفران که اوایل پاییز در منطقه جم و ریز و قبل از شروع باران می روید.

!! نوشته شده توسط علی مطهری | 16:2 | دوشنبه یازدهم دی 1385 •