بادهای ناگهان
رفته، رفته محو می شود
ردپای کودکی که سالها
شعرهای غربت مرا
خوشه ،خوشه شروه می کند
قطره ،قطره آب می شود
روزهای خیس و سرد کودکی که هر طلوع
بوی نان کوچه های روبرو
لقمه ،لقمه سیر می شود
و عاقبت در هجوم بادهای ناگهان
نقطه ،نقطه برگ ،برگ
صفحه ،صفحه فصل ،فصل
ذره، ذره زرد می شود
لحظه ،لحظه پیر می شود
و در شبی بی ستاره بی صدا
آخرین نگاه را ترانه می کند
!! نوشته شده توسط
علی مطهری | 8:33 | چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387
•
